احمد بن حسين بن على كاتب

205

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

كه با دشمن مقاتله و محاربه / 229 / تواند كرد و رقم سلطنت قم و سلطانيه و همدان و قزوين و رى و مازندران به اسم همايون شاهزاده غياث الحق و الدنيا و الدين سلطان محمّد بهادر كه نبيرهء پادشاه سعيد شاهرخ بهادر سلطان بود كشيدند و عرضه داشت پايهء سرير اعلى كردند . حضرت خاقانى معينى پسنديده داشت و بفرمود تا از خزانهء عامره چند تومان كپكى به جهت يراق لشكر به خزانهء شاهزاده و اصل گردانيدند « 1 » و امرا و فرزندان خود را به رسم خدمتكارى همراه شاهزاده كردند ، مثل [ 265 ] امير ابو « 2 » سعيد بن فيروز شاه و امير سعادت خواند شاه و فرزندان امير يوسف خواجه ، و ديگر امرا هم برين « 3 » قياس . ذكر آمدن سلطان غياث الدين محمد بهادر به سلطنت قم چون عساكر منصورهء شاهزاده با اميرزادگان متوجّهء قم شدند منزل به منزل مىآمدند تا به حوالى قم نزديك شدند . « 4 » سادات و قضات و مشايخ و اكابر و اهالى از قم و كاشان و ساوه و رى با نثار و پيشكش به استقبال آمدند و به نوازش مفتخر و سرافراز گشتند و شاهزادگان با امرا در قم نزول كردند . امير حسين طارمى با فرزندان و خويشان به درگاه آمدند ، با امير شاه قلى « 5 » قاضى ، و به عنايت مستظهر شدند و ملازم خدمت گشتند ، و قم خراب معمور شد و رعايا مرفه الحال گشتند . « 6 » بعد از نزول به سمع شاهزاده رسانيدند كه مولاناى اعظم سعيد مقتداى اعلى اقدم حميد سلطان العلماء المجتهدين وارث علوم انبياء المرسلين / 230 / شرف الملة و الدين على نور اللّه مرقده در يزدست و هرچند سلاطين زمان استدعاى حضور شريف او مىكنند جناب مخدومى التفات نمىفرمايند . شاهزاده را داعيهء صحبت مولاناى مشار اليه غالب آمد . در زمان بفرمود نشان به استدعاى حضور مولاناى مشار اليه موشّح گردانيدند و چند معتمد خاص را با محفّه و

--> ( 1 ) . ف : گردانند . ( 2 ) . مل : « ابو » ندارد . ( 3 ) . مل : بدين . ( 4 ) . ف : متوجه ، مل : نزول كردند . ( 5 ) . مل : « قلى » ندارد . ( 6 ) . ف : شدند .